|
حقیقت
|
|
|
اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
۲۶ ۲۵ ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ۱۵ ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ادامه مطلب |
|
چهارشنبه یازدهم آذر 1388
|
|
|
|
| |
|
زندگی با عشق
|
|
|
مومنی نزد موشه دکوبرین روحانی رفت و گفت :
- روزگارم را چگونه بگذرانم تا خداوند از اعمال من راضی باشد ؟
روحانی پاسخ داد : تنها یک راه وجود دارد : زندگی با عشق
|
|
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
|
|
|
|
| |
|
باز سازی دنیا
|
|
|
پدر روزنامه می خواند ، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد . حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را -که نقشه جهان را نمایش می داد- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد و گفت :
-(( بیا کاری برایت دارم . یک نقشه دنیا به تو می دهم ، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی ؟))
ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
خوشحال کردن یک زن
|
|
|
خوشحال کردن یک زن کار سختی نیست ولی نمی دونم چرا مردها نمی خوان این کار رو بکنن اونا فقط باید ....

ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
مسافر
|
|
|
مردي جهانگردي شنيد روحاني مقدسي در سرزمين خاور زندگي مي كند. وسايلش را جمع كرد تا برود و شكوه و عظمت او را ببيند. وقتي به خانه روحاني رسيد او را در كلبه محقري تنها يافت در حالي كه در آن خانه جز يك قفسه كتاب و ميز و صندلي چيزي وجود نداشت. مرد جهانگرد از روحاني پرسيد: « پس وسايل خانه شما كجاست؟» روحاني پرسيد: « وسايل تو كجاست؟» مرد جهانگرد پاسخ داد: « من وسيله اي ندارم. اينجا مسافرم.» روحاني نيز پاسخ داد: « من هم وسيله اي ندارم. اينجا مسافرم ...» |
|
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
|
|
|
|
| |
|
۵ خودروی برتر چینی در نمایشگاه خودروی پکن
|
|
|
در نمایشگاه خودروی پکن چینی ها با دستی پر حضور داشتند و مدل های متنوعی را با چهره های گوناگون به معرض نمایش قرار دادند . ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
آبدارچي بدوِن آي دي
|
|
|
مرد بیکار ی برا ی سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. مدیر مربوطه با او مصاحبه کرد و تمیز کردن زمینش را -به عنوان نمونه کار- دید و گفت: « شما استخدام شدین، آدرس ایمیل اتان را بدهید تا فرمهای مربوطه را جهت تکمیل برای شما ایمیل کنیم و همینطور تار یخی که باید کار را شروع کنید.. » مرد جواب داد: « اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم! » ادامه مطلب |
|
|
|
| |
|
استاد
|
|
|
مریدی از ملانصرالدین پرسید :
-((چطور شد که استاد شدی ؟))
ملانصرالدین گفت : همه ما می دانیم در زندگی چه باید بکنیم اما هیچ وقت این موضوع را نمی پذیریم .برای درک این واقعیت ،مجبور شدم وضعیت عجیبی را از سر بگذرانم . یک روز کنار خیابان نشسته بودم و فکر می کردم جه کنم ؟ مردی از راه رسید و جلو من ایستاد . خواستم از جلو من کنار برود دستم را تکان دادم . او هم همین کار را کرد.فکر کردم چه با مزه .حرکت دیگری کردم . او هم از من تقلید کرد .
شروع کردیم به آواز خواندن و هر ورزشی که بگوئی انجام دادیم .مدام احساس می کردم حالم بهتر است و از رفیق جدیدم خوشم آمده بود .چند هفته گذشت و از او پرسیدم : "استاد بگو چه کار باید بکنم ؟"
پاسخ داد : اما من فکر می کردم تو مرشدی ! |
|
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388
|
|
|
|
| |
|
رویداد جالب
|
|
|
در ساعت ۱۲ و ۳۴ ذقیقه و ۵۶ ثانیه ظهر روز جمعه ۷ آگوست ۲۰۰۹ میلادی مصادف با ۱۶ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ هجری شمسی و برابر با ۱۵ شعبان سال ۱۴۳۰ هجری قمری روز میلاد حضرت قائم (عج) یک اتفاق جالب به وقوع می پیوندد که فقط و فقط یک بار روی خواهد داد و آن توالی اعداد ۱ تا ۹ در ساعت و تاریخ این روز است. اتفاقی که هیچ گاه دیگر تکرار نخواهد شد. آیا این رویداد جالب یک نشانه و شانس در زندگی ما می تونه باشه ؟ !
۷/۸/۰۹ ۱۲:۳۴:۵۶
|
|
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
|
|
|
|
| |